ما هم لخت میشویم!

در راستای اقدام تحسینبرانگیز علیا ماجده و گلشیفتهی عزیز، و برای حمایت از این قشر صلحدوست و تابوشکن، همچنین بیان اعتراض نمادین به دیکتاتور و ظالم و خائن و کافر و منافق و جاسوس و تروریست، ما هم لخت میشویم!
اوووووووووههههههههه! چه آمار بازدیدی! چهخبره؟! مگه تا حالا آدم ندیدی؟! شاید فکر میکنید تن من با تن شما فرق داره؟ مگه تن من بهتر از تن یک هنرپیشهی پورنو میتونه باشه؟ پس چرا اینقدر دستپاچه شدی، کلیک کردی، هزارویک فکروخیال کردی! تا صفحه لود شد بدون خواندن متن دنبال عکس گشتی و پیدا که نکردی زیر لب ناسزا گفتی!
آره من لخت شدم. تو هم لخت شدی! من و تو سالهاست برهنه شدهایم فقط خودمان خبر نداریم! مالخت شدهایم با تثبیت قیمتی که هر روز بالا میرود! با پولی که هر شب بیارزشتر میشود، در جامعهای که برنامهریزی در آن بیمعنیست! حسرت قلک بچگی بهسرم زده. میتوانستی پولهایت را جمع کنی دوچرخه بخری، عروسک، ثوپ، سینما ... . عریان و سرگشته در دنیایی که از تو نپرسیده با تو وارد جنگ میشوند، غارت میکنند هرچه که به آن میبالیدی؛ حتی دوستت را! وقتی که برهنه شدهبود با افکار رنگی!
چادر میپوشی، پوشیه میزنی، دستکش دست میکنی و اما نمیدانی که تو هم شاید برهنه شدهای! چتریهایم را از مقنعه بیرون میگذارم و نمیدانم که کار بیشتر از اینها خراب است! من لباس آنچنانی خریدهام تا 48ام در پارتی حسینی شرکت کنم و تو را شناختم وقتی که فقط چشمهایت دیده میشد و پشت ماشینی که چند برابر خانهی ما بود، بچهات را به مدرسه میبردی. پول داری و نذر میکنی و سفره میاندازی و اطعام میکنی و نمیدانم چرا وقتی آمدی تا عروسیم را تبریک بگویی یک شاخه گل هم نداشتی!
حالا که برای هم ماندهایم، کاش دنبال دیدن تن برهنهی اینوآن نباشیم. لباس هم باشیم. شاید او با افکاری پوشیده است که اینگونه محکم باورهایش را فریاد میزند. ما چه فکری داریم؟ چه عمل می کنیم؟ یا تنها حرف میزنیم؟ حرفهای زیبا. حرفهای رنگی. حرفهایی که تحسینمان کنند، پدر و مادر، دوستان، رییس و ...







من خوشحالم که خودم هستم