یک پ
همانطور که میدانید برای موفقیت در محیط کار و بازار رقابت، نظریهپردازان علوم مدیریتی و اجتماعی قوانین و تئوریهایی رو بنا نهادهاند که امروزه بسیار به آنها استناد میشود.
سیستمی تحت عنوان 5S که ژاپنیها بعد از جنگ جهانی دوم با الگوگرفتن از برخی از صنایع امریکایی و اروپایی آن را ارائهکردند و شامل پنج اصطلاح ِ سازمانیافتگی و نظم و انضباط (Organization/Seiri)، سروسامان دادن و مرتبکردن (Tidiness/Seiton)، نبود اضافات و زوائد (Purity/Seiso)، پاکیزگی (Cleanness/Seiketsu)، نظم و انضباط (Discipline/Shitsuke) بوده، هدف اصلی آن بهسازی فرآیندهای سازمان و حذف اتلاف است و امروزه به 7S افزایش یافتهاست.
یا سیستمی مثل شش سیگما که از همان حرف الفبای یونانی در علم آمار که یکی از معیارهای مهم پراکندگی بهنام انحراف از معیار است گرفتهشده و نشاندهندهی میزان انحراف یک فرآیند از وضعیت مطلوب خود است. شش سیگما استراتژی ست که بر عملکرد دقیق، حداقل تغییر و کمترین هزینه تاکید داشته و تعیین میکند که ما کجا قرارگرفتهایم، دوست داریم کجا باشیم و چگونه به آن مقصد خواهیم رسید.
اما به نظر من تنها یک اصل برای موفقیت شما چه در زندگی و چه در کار کفایت میکند. بهطوریکه حتی اگر شما دارای تحصیلات و مدرک آموزشی مرتبط یا بالایی نباشید، حتی اگر از صلاحیتهای لازم برای داشتن یک شغل بهرهمند نباشید میتوانید کسبوکار دلخواه خود را داشته و در کار و زندگی موفق باشید. و این قانون چیزی نیست جز قانون یک پ یا همان بند پی خودمان!
در مدت یک ماه گذشته برای یافتن مکانی مرتبط با علاقه و پروژهی نهاییام برای کارآموزی تقریبا تمامی شرکتهای مشهد رو پرسوجو کردم. یک لیست از شرکتهایی که در داخل شهر کار سختافزار و اتوماسیون صنعتی انجام میدادند، تهیه کردهبودم، یا زنگ میزدم و یا حضوری مراجعه میکردم. اما دریغ! درنهایت مجبور شدم به یکی از آشنایان رو بندازم. شرکتی که من به آنها معرفی شدم یک شرکت نسبتا گسترده در زمینهی طراحی و پیادهسازی شبکههای کامپیوتری بود که کارآموز هم قبول نمیکردند. اما وقتی من گفتم که من رو مهندس فلانی معرفی کردند با چنان روی باز و آغوش پرمحبتی از من استقبال کردند که فکر کردم من رو با کسی اشتباه گرفتند! خلاصه که خدا خیر همان یک پی ما را بدهد.
من خوشحالم که خودم هستم