اوّل سلام
آقا من خسته شدم . از وقتی با اين عنصر vital زندگی ( اينترنت ) آشنا شدم ، تا حالا کلنگn تا وبلاگ رو به طور رسمی و غير رسمی زدم . ولی خداييش که از همون مرحله ی کلنگ زنی جلوتر نرفته ! آخه آدم می ره وبلاگ لينوکس می زنه که سالی يکبار هم نره update کنه ، بعد آخرشم بنويسه " اگر سوالی پيرامون مسايل مطرح شده داشتيد comment بذاريد ، اگر بدونم در اسرع وقت به سوال شما پاسخ می دم ! "
خلاصه دل به دريا زدم و همه رو terminate کردم و جای اونها يک دل نوشته باز کردم . شايد هم عقل نوشته . نمی دونم . . . تا چه پيش آيد .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۸۵ ساعت ۷:۱۰ ق.ظ توسط فرشته
|
من خوشحالم که خودم هستم