عشق دایناسور بود، منقرض شد.

                                       عشق دایناسور بود، منقرض شد.

 

بعضی وقت‌ها تلویزیون فیلم‌ها و سریال‌هایی رو پخش می‌کنه که در سطح باقی برنامه‌ها نیست. یکی از این کارها "مرگ تدریجی یک رویا" ساخته‌ی فریدون جیرانی‌ست. فیلمی با دیالوگ‌های زیبا، فیلم‌برداری تحسین‌برانگیز، فیلم‌نامه‌ای قوی و بازی جذاب بازیگرانی چون دانیال حکیمی و ستاره اسکندری. جدای از موضوع فیلم که جای بحث داره، در کنار کارهای دیگری مثل "روزگار قریب" ِ کیانوش عیاری از معدود آثاری‌ست که آدم ترجیح می‌ده به‌جای شونصدتا کانال اَجنبی بشینه پای همین دوتا کانال خودی!

حالا هم‌زمان با این کارهای درخور تماشا، مدتی‌ست هر شب، به‌جز جمعه‌ها، سریال "ترانه‌ی مادری" از شبکه‌ی سه پخش می‌شه. هرگز قصد زیر سوال بردن تلاش عوامل این مجموعه رو ندارم ولی یکی نیست بگه خدا بیامرز درسته می‌گن "ایران کشوری‌ست که دانشجوهاش تو پارک درس می‌خونن و تو دانشگاه عاشق می‌شن" ولی دیگه نه به این شوری! دختره خجالت نمی‌کشه رفته به طرف می‌گه شما چرا مثل پسردایی‌تون رمانتیک نیستید؟! اصلا نمی‌دونم چه‌جوری همه از روز اول شماره‌ی تلفن هم‌دیگه‌ رو داشتن! یا اون سریال "سه‌در‌چهار" ِ مجید صالحی که هنوز به هفته نرسیده دانشگاه باز شده، تو پارک با هم قرار گذاشتن جزوه ردوبدل می‌کنن و بعد هم بادا بادا مبارک بادا! آبرو برای ما نذاشتن. مامان باباهای بنده‌ی خدا چی فکر می‌کنن! خوب شد ما فارغ‌التحصیل شدیم.

نمی‌خوام طرف‌داری بی‌خود کنم. بله، این مطالب همه‌شون درسته که، "دانش‌جوی ایرانی: عاشق تخم‌مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می‌زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می‌نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی‌ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورها را دنبال می‌کند! عاشق عبارت "خسته نباشید" است، البته نیم‌ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می‌خورد و هر روز به غذای دانشگاه بدوبیراه می‌گوید! او سه‌سوته عاشق می‌شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، والا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می‌شود! جزء قشر فرهیخته‌ی جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحب‌خانه‌ها جان به عزرائیل می‌دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی‌دهند! او چت می‌کند! خیابان متر می‌کند ودر یک کلام عشق و حال می‌کند! نسل دانشجوی ایرانی درس‌خوان در خطر انقراض است!" ولی فکر نمی‌کنم بزرگ‌نمایی نقطه‌ضعف‌های دانشگاه و دانش‌جو بتونه به‌بهتر شدن و بالاتر رفتن سطح کیفی این مکان کمکی بکنه؟!

صحبت از فیلم وسینما و تلویزیون شد؛ روح هنرمند عزیز، خسرو شکیبایی، همیشه سبز و یادش گرامی‌باد.

به دنبال یک لقمه نان

                 به دنبال یک لقمه نان

 

به‌سلامتی سه‌شنبه‌ی گذشته امتحان‌های ما هم به‌سررسید. از آن‌جا که ان‌شاا... این آخرین امتحان ما در دوره‌ی کارشناسی بود، به‌محض رسیدن به خونه قلم و کاغذی برداشتم و یک آگهی برای چهارشنبه بازار روزنامه خراسان نوشتم بدین مضمون:

"جوانی هستم جویای کار، بیست‌ودو ساله، مجرد، دارای تحصیلات مهندسی رایانه با گرایش سخت‌افزار از یکی از سرشناس‌ترین دانشگاه‌های کشور، دارای انواع تصدیق‌نامه اعم از MCSE، Linux، Unix، Internet، ICDL، Programming، Micro Contoroler، Digital Circiut Design، خیاطی، آشپزی، سفره‌آرایی،کوبلن‌دوزی، سرمه‌دوزی، نقاشی، خطاطی، شعر، داستان و... از معتبرترین موسسات سطح کشور؛ با توانایی کار با FPGAهای شرکت Xilinx، Motorola، Filips،Canon، Sony، Toshiba و...، ICهای 8051، 8052، 8053، 8054، 8055، 8056 و...، انواع تراشه‌های nmos،pmos ، cmos، dmos،emos ، fmos  و...، شبکه‌های Star، Ring، Bus، Car، Bike و...، انواع ماشین‌های DFA، NFA، MFA، OFA، PFA و... دارای وسیله‌ی نقلیه با گواهی‌نامه‌ی پایه‌ی یک، دو، سه  و مسلط به‌چندین زبان زنده‌ی دنیا... آماده‌ی همکاری با کارخانجات، شرکت‌ها، ادارات، هتل‌ها، مدارس جهت کارهای مهندسی و غیرمهندسی نظیر نگهداری کودک نوپای شما، مادر پیر شما، باغ ‌ویلای شما و گاوصندوق شما."

تا الان که کسی تماس نگرفته ولی خوب کم پیدا می‌شه کسی که از هر انگشتش یک ده‌تایی هنر بچکه! بالاخره همین روزا یکی زنگ می‌زنه. البته خودم هم یه فکرایی کردم. قصد دارم کارآفرینی کنم. مثلا یک کارت تردد محدوده‌ی ترافیک بگیرم و وایستم لب مرز و هرکی خواست وارد محدوده بشه سوار ماشینش بشم و ده قدم بعد بیام پایین و کرایه بگیرم! شاید هم برم سر سعدی DVD حراج کنم دونه‌ای ۳۰۰! یا باغچه‌ی حیاط رو مریم بکارم و ببرم سر سه‌راه خیام بفروشم. شاید اگه یک شریک ِ خوب هم پیدا کنم، همون‌جا یک گل‌فروشی راه بندازم! یا یک مرغ‌عشق رو آموزش بدم و باهاش برم فال‌گیری و چون آینده‌نگری کار کردم بزنم تو خط کف‌بینی و قهوه و نخود! ممکنه یک ماشین ظرف‌شویی بسازم که با الگوریتم Knapsacks پر بشه و با بهینه‌سازی Simulated Annealing در کم‌ترین زمان ظرف‌ها رو بشوره! یا ارتباط بین چند تا شبکه‌ی WiFi و Wimax رو با پروتکل I2C برقرار کنم. یا یک یخچال Programmable بسازم که به‌عنوان ورودی اسم میوه رو بگیره و با روش‌های بیولوژیکی میوه رو تولید کنه! تصمیم داریم با بروبچس یک شرکت بزنیم و اسمش رو بزاریم: PSFN .اگر گفتید این اسم مخفف چیه؟!