روزهای سهچراغه
آخرین کنسول بازی مایکروسافت، XBOX 360، با وجود قابلیتهای بسیار، از مشکلی
رنج میبرد که حتی با عرضهی سه نسخه از این کنسول هنوز هم باقیست. این مشکل
موسوم به حلقهی مرگ یا خطای سهچراغ ِ قرمز ناشی از تولید گرمای بیشازحد و نبود
تهویهی مناسب است. بهطوری که بعد از بازی طولانی مدت بهترتیب یک، دو و سه چراغ
قرمز رنگ اطراف پاور آن روشن شده و ندای انالله سرمیدهد. خوب دیگه وقتی آدم بخواد
تو هر کاری عرضاندام کنه از این بهتر نمیشه!
زندگی هرانسانی هم ممکنه بهجایی برسه که
سه چراغ ِ صبر و تحمل وامیدش قرمز بشه! اون وقته که دلش میخواد کاش یک لحظه، فقط
برای یک لحظه بتونه تمام چیزهایی رو که اتفاق افتاده پاک کنه و از اول بنویسه! یا
یک ساعت برنارد داشته باشه و دنیا رو متوقف کنه وهمه چیز رو جبران کنه! اما
متاسفانه دنیای واقعی بیرحمتر از اون چیزیه که بخواد فرصت دوباره زندگی کردن رو
به آدم بده؛ بنابراین میخوری به یک درِ بسته و این فکر رو تو سرت میاندازه که
تصمیم بگیری و کار خودت و دنیا رو با هم یکسره کنی!
خوشبختانه پیشرفت علم و تکنولوژی در این
حوزه هم بیتاثیر نبوده. یک زندگی دوم مثل داشتن یک سایت، وبلاگ، یک ID برای چتکردن بدون هیچ ردی از هویت
واقعی یا عضوبودن در یک گروه با خود آرمانی، اینجاست که به کمک میاد و میتونی
اگر زمانی دلت گرفت، یا دیدی که کار داره به جاهای باریک میکشه، یا وقتی که از
اون چیزی که تو دنیای واقعی هستی یا از اتفاقاتی که دوروبرت میافتن راضی نیستی،
هر بلایی سر خود مجازیت بیاری. مثل یک خودکشی رمانتیک ظرف چند ثانیه ID یی که صد تا دوست غریب و آشنا تو
لیستش هست رو نابود کنی یا وبلاگی رو که مدتها صبح و شب مینوشتی و سرمیزدی رو
ازبین ببری! بدون اینکه گناه کبیره مرتکب شده باشی یا بخوای در محضر پروردگار
جواب پس بدی! یک احساس خوب؛ حس خالی شدن، رها شدن، پرواز کردن...
هرچند همین خودکشی مجازی هم جرات میخواد!
امتحان کنید.
من خوشحالم که خودم هستم