از هم اکنون به فکر سنگ قبر خود باشید.
متاسفانه هفتهی گذشته پدر یکی از بهترین دوستانم، دکتر محمود یاسی، استاد ریاضی دانشگاه فردوسی، فوت کردند. ما هم به رسم دوستی و ادب در چند مراسم حضور داشتیم. انتخاب پیام تسلیت برای سبد گل و پرده، دیدن کاغذهای ترحیم و خوندن متن قبرها، مطلبی رو بهیاد من آورد: "اینکه آدمها دو چیز رو خودشون دوست دارند با سلیقهی خودشون انتخاب کنند؛ یکی نمای خونشون و دیگری سنگقبرشون!"
ما که فعلا خونه از خودمون نداریم، پس حداقل بیاییم نمای خونهی آخرتمون رو انتخاب کنیم. تازه زحمت بازماندگان رو هم کم میکنیم. البته هنوز متن مناسب رو انتخاب نکردم، ولی چند گزینه رو اینجا مینویسم:
"گشتم نبود، نگرد نیست"
"رفیق ِ بیکلک، مادر"
"دنیا دیگه مثل تو نداره!"
"همه از مرگ میترسیدند، من از رفیق نامرد"
"اگه بعد من بری یاری بگیری الهی سرخک و اریون بگیری تب مالت و فشارخون بگیری
اگه بردی از آنها جان سالم الهی تب کنی فرداش بمیری"
"مینویسم یادگاری تا بماند روزگاری گه نباشم روزگاری این بماند یادگاری"
"هن اجنوا اجنیا ایب اجنیا ایب اجنیا ایب الاح (سعی نکن، از آخر بخون)"
یا از قول مامان و بابا :
"یا رب آن نوگل خندان که سپردی بمنش میسپارم به تو از چشم حسود چمنش"
در انتها هم مینویسم: "میبینمت."


من خوشحالم که خودم هستم