تبليغاتX
یادداشت های یک نقطه ی ثابت

یادداشت های یک نقطه ی ثابت

به نام خدا
استغفر ا... ربی و اتوب الیه
                                     

امام صادق علیه السلام فرمود: "خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنی و فقیر) مساوی گردند."

به من بگید چه‌جوری؟! این جوری؟! این جوری؟!

انجمن برنج ایران اعلام کرد قیمت برنج در ماه مبارک رمضان ۱۶ درصد افزایش داشته است.

وزارت بازرگانی اعلام کرد که با فروشندگانی که هر کیلو مرغ تازه را بیش از دو هزار و هشت‌صد تومان عرضه کنند، برخورد خواهد کرد.

گزارش می‌شود که قیمت لبنیات که از تابستان سال جاری رو به افزایش بوده، در ماه رمضان افزایش چشم‌گیری داشته است.

خرما به عنوان میوه مغذی ماه رمضان، سال گذشته کیلویی ۲۱۰۰ تومان در بازار فروخته می‌شد، اما امسال قیمت هر کیلو خرمای مرغوب ۲۵۰۰ تومان است.

تازه دستور غذایی هم صادر می‌کنند؛ عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی مشهد به سحری به‌عنوان وعده مهمی در ماه رمضان اشاره كرد و گفت: "باید سحری غذای كاملی باشد زیرا در طول روز بدن به پروتئین نیازمند است كه می‌توان با قرار دادن گوشت، برنج، حبوبات و سبزیجات در سحری پروتئین‌های مورد نیاز بدن را تامین كرد. حتما در غذای سحر به‌جای نوشیدن آب زیاد، میوه‌های آب‌دار بخورید. علاوه‌برآن رژیم غذایی سحر بهتراست شامل مواد غذایی متنوع باشد."

ای به‌چشم دکتر.

می‌بینم دی‌شب رفتی نشستی پای منبر و قرآن به سر کردی و باز زار زدی و خدا خدا گفتی و از حال رفتی که چی، "خدایا غلط کردم، من رو ببخش، به من رحم کن من طاقت آتیش تو رو ندارم، من رو ببخش، روم به دیوار چیز خوردم، جون ننه‌ام دست خودم نبود، حرص دنیاست، شیطون گولم زد، اصلا تقصیر این مملکت خراب‌شده ست، همه چیزش قیمت خونه! خورد و خوراک رو ولش، دهنمونو می‌بندیم! کرایه خونه رو چه کنیم؟ دوا درمون آبجی وسطی؟ شهریه دانشگاه آزاد داش کوچیکه؟ پول اینا رو از کجا بیاریم؟ خدایا وقتی گِل ما رو می‌زدی ما حروم‌خور نبودیم به‌مولا! خدایا باور کن ۳۰ درصد کشیدن رو جنس عرفِ بازاره! بیا مردی کن و ما رو ببخش.

خدا به سر شاهده نمی‌گم بی‌تقصیرم ولی گناه‌کار هم باشم گنام پا ناموسه مردمه، من نمی‌دونم این ۱۱۰ و بسیج رو خدا واسه چی آفریده؟! یکی بیاد این رنگین‌کمونا رو از جلو دست پسر مردم برداره! اِینهو خمپاره دشمن راست می‌خورن وسط قلب ما! آی امام زمان کجایی بیای ببینی کشور رو به گند کشیدن!

خدایا اگه امشب ما رو حلال نکنی تا سال دیگه کار ما زاره جون اوس کریم!"

می‌بینم باز فردا رفتی و ... هِی دل غافل. ما آدم‌ها کی قراره آدم بشیم!

 


+نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت9:6 بعد از ظهرتوسط فرشته |
دفاع کردیم!
                                   

دیروز بالاخره دفاع کردیم. از کی و چی رو نمی‌دونم. نمی‌دونم از پایان‌نامه‌مون دفاع کردیم، از پروتکل I2C دفاع کردیم یا از شرکت فیلیپس به‌عنوان مخترعش؟! نمی‌دونم شاید هم از راهنمایی‌های استاد راهنمامون، از کیفیت تدریس اساتید دانشگاه، سیستم آموزشی موسسه، کارکرد سازمان سنجش، مدرک کردان، طرح تحول اقتصادی یا از غنی‌سازی اورانیوم دفاع کردیم! شاید هم از جمله‌ی "علم بهتر است از ثروت" و "دانش اگر در ثریا هم باشد مردانی (زنانی) از سرزمین پارس بدان دست خواهند یافت" دفاع کردیم!

دلم می‌خواست از خودم دفاع کنم! از چیزی که در این چهار سال بودم. از تمام کارهایی که انجام دادم و تمام کارهایی که انجام ندادم. از نمره‌هایی که گرفتم و حق من بود، و از نمره‌هایی که نگرفتم و حق من بود!

دلم می‌خواست از تو دفاع کنم! از تویی که دلت را شکستم. از تویی که با حرف‌هایم قلبت را رنجاندم. از تویی که با رفتارم از خودم دورت کردم. از تویی که قدرت را ندانستم، قدر تو را، قدر دوستی‌مان را!

دلم می‌خواست از احساس دفاع کنم، از مهربانی، از لبخند. از لحظه‌هایی که به یادت بودم و به یادم نبودی. از لحظه‌هایی که به یادم بودی و یادت نکردم! از کارهایی که برای من انجام دادی و من هرگز نفهمیدم. از دعاهایی که برایت کردم و تو هرگز نشنیدی!

می‌خواستم از آرزوهای خاک‌خورده، از امیدهای کورشده، از خواسته‌های ناخواسته، از دل‌بستگی‌های دل‌نبسته دفاع کنم!

می‌خواستم بایستم و از سرنوشت دفاع کنم! از این‌که مرا با تو آشنا کرد و تو را از من دور!

بایستم و از تمام لحظه‌های سکوت فریاد بزنم. از زمانی که گذشت، از عمری که طی شد، از دوستی‌ای که پژمرد، از عشقی که خشکید، از نگاهی که سرد شد، از خاطره‌ای که فراموش شد!

خلاصه که تمام شد. نمی‌دانم شاید هم تازه شروع شد! باید استراحت کنم. به اندازه‌ی چهار سال!

تازه یک خراب‌کاری وحشتناک هم اتفاق افتاد که فهمیدم واقعا به یک استراحت مطلق نیاز دارم!

 


+نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت12:23 بعد از ظهرتوسط فرشته |